کران

دواش جز می چون ارغوان نمی‌بینم

کران

دواش جز می چون ارغوان نمی‌بینم

تا کدام اندیشه برون تراود و چه مایه ای داشته باشد.

آخرین مطالب
  • ۹۷/۰۱/۰۹
    نو

تا وقتی حرفی برای گفتن نداری ساکت باش

شنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۳، ۰۶:۲۸ ب.ظ

این استراتژی‌ای است که در چندماه اخیر -چه در مورد وبلاگ ، چه در دست‌نوشته‌های خودم و زندگی روزمره - به کار گرفته‌ام. خیلی هم کار می‌کند. این استراتژی‌ای است که خیلی‌ها باید آن را یاد بگیرند.

وقتی حرفی برای گفتن نداری و حال‌ات حال مزخرفی است از روی زمین و هوا معلق بودن ، بهتر است که حرفی نزنی. چون حرف‌ها و نوشته‌هایت می‌شوند متن‌هایی بی سر و ته  با جمله‌هایی پر از سه نقطه و بدون فعل که هیچ‌چیز را توصیف نمی‌کنند و «شخصی» هم حتی نیستند و  به درد هیچ‌کس نمی‌خورند. نباید هم فکر کنی که خیلی حال خاصی داری و یک‌دفعه اتفاق خاصی قرار است بیفتد : احتمالا چند صد میلیون نفر در کره‌ی زمین همین شکلی هستند.

راهکار بیرون آمدن از آن چیست؟ خیلی واضح باید بگویم نمی‌دانم. این ندانستن من حاصل این است که افرادی که قبلا این‌طور بوده‌اند ، تجربه‌هایشان را خیلی کم به اشتراک گذاشته‌اند (کلا افراد خیلی کم از تجربه‌هایشان می‌گویند. مخصوصا به زبان فارسی). من خودم چندکار را امتحان کردم که فکر می کنم «کتاب خوب خواندن» و «فکر نکردن به هیچ چیز» مفیدترین آن‌ها باشد. و فرورفتن در چیزهای کمتر دیده شده ، مرزهایی از فکر که آدم‌ها خیلی کم به آن‌ها توجه می‌کنند.و به نظرم در این موارد باید راهکارهایی مثل فعالیت‌های اجتماعی و معاشرت با دوستان و قورباقه را قورت بده و ... را ریخت دور. مشکلی که از درون به وجود آمده باشد همیشه از درون حل می‌شود.

  • محمدجواد

نظرات (۹)

  • امیر کفشدار گوهرشادی
  • ولی من تونستم همین مشکل رو با «چرت» گفتن و چرت نوشتن به اندازه‌ی کافی حل کنم. :)

    پاسخ:
    پس چرا به اشتراک نمیذاری تجربه هات رو ؟ :))
  • بنیامین دلشاد
  • تو خیلی خفنی!
    آقا امیر هم همین طور :))
    من با هیچ کدوم جواب نگرفتم :-"
    پاسخ:
    عاقبت یابنده ، جوینده بود.
  • امیر کفشدار گوهرشادی
  • تجربه‌ام چرت و پرت گفتن تو چت بود. شاید بگم ۵ یا ۶ نفرو دیوونه کردم تا حال خودم خوب شد. یکیش همین تو :)

    پاسخ:
    من تو چت آدم خوبیم. خوب جواب میدم کلا :)) خوبه من هم برم سراغ این کار :))
    به قول معروف:
    if you don't have anything nice to say don't say nothing at all
    البته همین چرت و پرت نوشتن ها می تونه خیلی کمک کنه... ولی بهتر اینه فقط بنویسی و منتشر نکنی... بعدن که اوضاع بهتر شد بخونی می فهمی واسه انتشار خوبه یا نه دیگه :-" 

    to too chat adame khubi E hasti? asan adami too chat? :O :D
    تجربه ی من این است که
    باید به معنویات چنگ زد.قران خواند.دعا کرد.نماز شب خواند.معنویات ابزار برای رسیدن به هدف نیست.خودش هدف است
    باید نوشت.باید هی نوشت.ولی روی کاغذ و برای خود و خدا.نوشتن راه را باز میکند.
    سکوت کرد و فکر کرد.به زندگی.به مشکلات.به بدبختی.به همه چیز.این که می گویند به خوبی ها فکر کن شعاری بیش نیست
    باید گریه کرد.گریه سلاح انسان است در برابر سختی ها.

    امیدوارم حالتان خوب شده باشد.


    نظر من باز هم مخالف نظر توه :)))
    اولن ... یه سبک نگارشی میتونه باشه... یه چیزی که باهاش بهتر مفهوم میرسه
    به نظر من لزومی نداره آدم خیلی حالش خوب باشه که بنویسه
    بعضی وقتا نوشته ها واست میشن حکم دفتر خاطرات... از همه ی روزایی که گذشته و تو با یه نگاه بهشون کل خاطرات یه مدت یادت میاد
    من نسبت به وبلاگ خودم این حسو دارم! من سعی میکنم احساسمو ثبت کنم... با یه سری جمله و عکس که شاید به قول تو به درد هیچ کس نخوره :)

    ولی برای بیرون اومدن از فاز بد من بیرون رفتن با دوستا رو امتحان کردم معمولن جواب میده :)
  • محمد محزون
  • البته که حس می کنم هرچیزی رو نباید پابلیک نوشت... نوشته های هر فردی نشون دهنده طرز فکرش و خیلی چیزای دیگه اون هستن... گاهی یکی یه چیزی می نویسه که شاید ننویسه بهتر باشه... اما با همه متن موافق نیستم :-سوت
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی