کران

دواش جز می چون ارغوان نمی‌بینم

کران

دواش جز می چون ارغوان نمی‌بینم

تا کدام اندیشه برون تراود و چه مایه ای داشته باشد.

آخرین مطالب
  • ۹۷/۰۱/۰۹
    نو

خاک

يكشنبه, ۳۰ آبان ۱۳۹۵، ۰۱:۱۶ ب.ظ

کارهای بسیاری مانده است ، منتها همه رها شده اند. از میان انجام دادن کارها مدام می پیچانم و شوق سفر و چیزهای دیگر نمی گذارد به چیز دیگری فکر کنم. می پرم آب و هوا را چک می کنم یا صفحاتی از کتاب «گذر از صحاری ایران» -فوق العاده است ، فوق العاده- را می خوانم و مسیرشان را روی نقشه می بینم و فکرهای بی انتها و برنامه ریزی می کنم. این شور را نمی دانم چرا در آدم بیدار می شود. ولی آدم را در آن جهت پیش می برد و بقیه چیز ها را کوچک می کند.

این «کارهای بسیار» را بالاخره یک روز انجام می دهم. اما با خود می گویم کاش کمی از شوری که برای داستایوسکی و کویر و این سوداهای بی پایان داشتم ، کمی آن چیزی که «دشت گریان» آنجلوپولوس در من بیدار می کرد ، نقشه های هر روزه و سیر نشدن را برای این کارهای بسیار داشتم.البته نه ، مگر خواسته های آدمی «کاش» پذیرند؟ در هر کسی دانه ای به عمل می آید و گیاه خاصی را بارور می سازد. تا مشخص شدن راه آدمی ، راه طولانی است.

در این روزها در همین اندیشه ام. کدام خاک هستم و چه دانه ای باید بکارم. دانه های کاشتنی را می کاریم و سپس از خود مزرعه ای یا تک درختی یا جنگلی می سازیم. انسان چه خاکی است؟ پرسشی که شاید  سال ها جست وجو پاسخی بدان ندهد.

  • محمدجواد

نظرات (۱)

  • بنیامین نجفی
  • پرسشی که شاید سالها جست وجو پاسخی بدان ندهد.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی