کران

دواش جز می چون ارغوان نمی‌بینم

کران

دواش جز می چون ارغوان نمی‌بینم

تا کدام اندیشه برون تراود و چه مایه ای داشته باشد.

آخرین مطالب
  • ۹۷/۰۱/۰۹
    نو

در رد حرفه ای بودن

يكشنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۴۳ ق.ظ

دوستی داشتم که حرفه ای بودن را می ستود. سر صبح بیدار شدن و با عزم و اراده کاری مشخص را انجام دادن و نتیجه گرفتن از آن. حرفه ای بودن به معنای عمیق بودن و انجام دادن همیشگی کاری ، به معنای شاخه شاخه نکردن و مستقیم و با اعتماد به نفس پیش رفتن.

اما من از حرفه ای بودن بدم می آید. حرفه ای بودن برایم متناظر است با روتین شدن ، متناظر است با کاری را به خاطر هدفی دیگر - و نه از روی علاقه - انجام دادن. کشتن شور و شوق و انگیزه های درونی مان که می توانند ما را تا دوردست ها پیش ببرند ، و استفاده از اراده محض. آماتور بودن برایم جذاب تر است: صبح پا شدن و شوری را در خود حس کردن و رفتن به سراغ حل مساله ، سه تار، فلان مقاله جدید یا هر چیز دیگر و تا آخر شب خود را خفه کردن با آن. و فردایش بیدار شدن و هیچ کاری نکردن! و اراده در این مسیر به ایجاد شور و انگیزه و تبعیت از خواست های عمیق بر می گردد. حتی رفتن دنبال انگیزه ها اراده ای می خواهد پولادین.و بعد آرام آرام این نیروها  را همگرا کردن و رسیدن به نتیجه.

خیلی از دور و بری های من حرفه ای اند. در شریف حرفه ای زیاد هست. کسانی که حرفه ای تحصیل می کنند. نتیجه شان عالی است : در بهترین دانشگاه‌ها ادامه تحصیل می دهند. اما نمی توانم (حداقل من نمی توانم.) درک شان کنم. نمی توانم این گستردگی و بزرگی زندگی را جمعی بزنم با مسیری مشخص را رفتن ، حداقل در این سن. یا حتی کسانی که حرفه ای فعالیت فوق برنامه انجام می دهند. دیگر خیلی نفرت انگیز است فعالیت فوق برنامه و شخصی را حرفه ای انجام دادن. خب هر موقع که حوصله ات کشید یاد بگیر ، چه اجباری هست ، مگر می خواهی شوپن یا بتهوون شوی؟

البته ، نمی توان به این دلیل دور همه کاری را خط کشید ... قبول می کنم. برخی کارها را به اجبار انجام می دهیم و بعدا نتایجی می گیریم. اما ایجاد انگیزه ها و شناخت شان هم مهم است. شوق درونی ما یک گوهر بزرگی است که می تواند کارهای بزرگی بکند. من به ساختن انگیزه ها ، شناخت شان و رفتن به دنبال شان بیشتر معتقدم.

پ.ن : بعد از آن‌که گفتم می خواهم قالب محتوایی را عوض کنم ، اتفاقا اولین پست کاملا در همان قالب محتوایی قبلی بود!

  • محمدجواد

نظرات (۲)

  • علی محمد فرجی
  • کتاب باغ گذر مارگریت دوراس، به یه جنبه خاصی از این چیزی که نوشتی می پردازه. 
    من خودم مهم ترین اتفاقات چند سال اخیر زندگیم، چیز هایی بودند که براشون هیچ برنامه ای نداشتم. چیز هایی که حتی در لحظه نمی فهمیدم مهم هستند.
  • اسماعیل نادری
  • درست می گی ، اما بعضی کار های تکراری ، اینقدر انجام می شن که می شوند جزئی از خودت منظورم کارایی مثل دویدن ، باشگاه رفتن و ایناست
    درسته که مرتب انجامشون می دی اما برای حرفه ای شدن یا چیز دیگه ای اینکارو نمی کنی ، ...
    فیلم the big lebowski  رو دیدی؟ اگه ندیدی حتما ببین ، مربوط به همین رد آدم حرفه ایاست:)
    پاسخ:
    اره دیدم فیلمش رو. جالبه خیلی
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی